انتظار فرج از منظر امام راحل

انتظار فرج از منظر امام راحل
انتظار فرج از منظر امام راحل






ما همه انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار خدمت کنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد کوشش کنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا کند و مقدمات ظهور إن شاءالله تهيه بشود.
صحيفه امام؛ ج 8، ص 374
*******
إن شاءالله اسلام را به آنطور که هست در اين مملکت پياده کنيم و مسلمين جهان نيز اسلام را در ممالک خودشان پياده کنند و در دنيا، دنياي اسلام باشد و زور و ظلم و جور از دنيا برطرف بشود، و مقدمه باشد براي ظهور ولي عصرـ ارواحنا له الفداء.
صحيفه امام؛ ج 15، ص 262
*******
دست عنايت خداي تبارک و تعالي به سر اين ملت کشيده شده است و ايمان آنها را تقويت فرموده است که يکي از علائم ظهور بقيه الله ـ ارواحنا فداه ـ است.
صحيفه امام؛ ج 16، ص 130
*******
انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت ـ ارواحنافداه ـ است که خداوند بر همه ي مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.
صحيفه امام؛ ج 21، ص 327
*******
اميد است که اين انقلاب، جرقه و بارقه اي الهي باشد که انفجاري عظيم در توده هاي زير ستم ايجاد نمايد و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقيه الله ـ ارواحنا لمقدمه الفدا ـ منتهي شود.
صحيفه امام؛ ج 15، ص 62
*******
ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهاي اسلامي مي شکنيم و با صدور انقلابمان، که در حقيقت صدور انقلاب راستين و بيان احکام محمدي (صلی الله علیه و آله و سلم) است، به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مي دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي و مصلح کل، و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار مي کنيم.
صحيفه امام؛ ج 20، ص 345
*******
اميد آن است که مسلمانان و مستضعفان جهان به پاخيزند و داد خود را از مستکبران بگيرند و مقدمات فرج آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ را فراهم نمايند.
صحيفه امام؛ ج 18، ص 462
*******
ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بايستد، در مقابل ظالم بايستد و مشتش را گره کند و توي دهنش بزند و نگذارد که اينقدر ظلم زياد بشود، اين ارزش دارد، ما تکليف داريم آقا! اينطور نيست که حالا که ما منتظر ظهور امام زمان ـ سلام الله عليه ـ هستيم، پس ديگر بنشينيم در خانه هايمان، تسبيح را دست بگيريم و بگوييم:عجّل علي فرجه» عجّل با کار شما بايد تعجيل بشود، شما بايد زمينه را فراهم کنيد براي آمدن او؛ و فراهم کردن اينکه مسلمين را با هم مجتمع کنيد، همه با هم بشويد، إن شاءالله ظهور مي کند ايشان.
صحيفه امام؛ ج 18، ص 269
*******
همه در زير پرچم پرافتخار اسلام مجتمع و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخيزيد و به سوي يک دولت اسلامي با جمهوريهاي آزاد و مستقل به پيش رويد که با تحقق آن، همه مستکبران جهان را به جاي خود خواهيد نشاند و همه مستضعفان را به امامت و وراثت ارض خواهيد رساند.به اميد آن روز که خداوند تعالي وعده فرموده است.
صحيفه امام؛ ج 21، ص 448
*******
اميدواريم که جوانان ما...برسند به جايي که حکومت اسلامي توسعه پيدا کند در همه جا و عدل اسلامي در همه جا توسعه پيدا بکند؛ و عدل اسلامي اين است که همه حکومتهايي که در دنيا هستند، روي موازين اسلامي حکومت بکنند؛ و ما اميدواريم که اين امر بتدريج مهيا بشود براي آن وقتي که آن عدل بزرگ اسلامي در روي زمين توسعه پيدا مي کند و حکومتها، حکومت عدل مي شوند.
صحيفه امام؛ ج20، ص 206
*******
اميدورام که ما همه جزء هيأت قائميه باشيم و همه به آن وظايفي که اسلام، قرآن تحت لواي حضرت صاحب ـ سلام الله عليه ـ براي ما تعيين فرموده اند، عمل کنيم و صورتها را محتواي واقعي به آن بدهيم و الفاظ را معاني حقيقي.
شايد اين وصفي که براي حضرت صاحب ـ سلام الله عليه ـ ذکر شده است، دنبال همين آيه شريفه که مي فرمايد: قُل إنّما أعظُکُم بواحدهٍ أن
تقوموا للِه مثني و فُرادي. (1) دنبال همين معنا باشد که همه بايد قيام بکنيم، قيام واحد که بالاترين قيام، همان قيام آن شخص واحد است و همه ي قيامها بايد دنبال آن قيام باشد و «قيام الله» باشد.
خداي تبارک و تعالي مي فرمايد که:«من فقط يک موعظه دارم به شما قل أنّما اعظکم بواحده به امت بگو که فقط من يک موعظه دارم به شما و آن موعظه اين است که قيام کنيد و قيام لله باشد، قيام لله کنيد، البته آن حضرت قيام لله مي فرمايند و آن لِلّهي که و آن خلوصي که براي ايشان هست براي ديگران نيست؛ لکن شيعه هاي بزرگوار آن حضرت هم بايد پيروي از او بکنند در اينکه قيام کنند لله، براي خدا.
صحيفه امام؛ ج 8، ص 8
*******
من اميدوارم که إن شاءالله برسد روزي که آن وعده مسلّم خدا تحقق پيدا کند و مستضعفان مالک ارض بشوند. (2) اين مطلب وعده ي خداست و تخلف ندارد، منتها آيا ما درک کنيم يا نکنيم، آن به دست خداست. ممکن است در يک برهه ي کمي وسايل فراهم بشود و چشم ما روشن بشود به جمال ايشان. اين چيزي که ما در اين وقت، در اين عصر وظيفه داريم، اين مهم است. همه انتظار داريم وجود مبارک ايشان را؛ لکن با انتظار تنها نمي شود؛ بلکه با وضعي که بسياري دارند، انتظار نيست. ما بايد ملاحظه ي وظيفه ي فعلي شرعي ـ الهي خودمان را بکنيم و باکي از هيچ امري از امور نداشته باشيم.کسي که براي رضاي خدا إن شاءالله مشغول انجام وظيفه است، توقع اين را نداشته باشد که مورد قبول همه است، هيچ امري مورد قبول همه نيست.
صحيفه امام؛ ج19، ص 246
*******
تمام سپاه پاسداران و تمام دادگاهها و تمام کميته ها و تمام قشرهايي که مي خواهند خدمت کنند به اين کشور، توجه داشته باشند که همه ي اينها خدمتگزار اسلامند. الآن جمهوري اسلامي است. و شماها از جنود اسلامي هستيد. لشکر اسلام هستيد. شما کارمند اسلام و کارمند امام زمان هستيد. توجه کنيد که نبادا يک وقتي يک خطايي بکنيد برخلاف مسير اسلام. برخلاف مسير جمهوري اسلامي قدمي برداريد. اين يک وظيفه ي خطيري است براي همه. براي ما و براي شما.
صحيفه امام؛ ج 11، ص 249
*******
شما جنود خدا هستيد و پيروزيد. آنهايي که در ابتدا، حرکت خودشان را شروع کردند، با طمأنينه ي قلبي شروع کردند و از هيچ نترسيدند. ...شما ايمان داريد، قلبهايتان با مبدأ نور و قدرت پيوند خورده است، پيوندي ناگسستني، ...شما مورد نظر امام زمان هستيد، و از آنجا که ايمان و قدرت و امام زمان را داريد، همه چيز داريد.پشتوانه ي شما الهي است، بايد اين پشتوانه را حفظ کنيد، و وقتي ما چنين تکيه گاهي داريم، از هيچ چيز نمي ترسيم.
صحيفه امام؛ ج 19، ص 172
*******
آن کاري که لشکر امام زمان بايد بکند، با آن کاري که لشکر طاغوت مي کرد فرق دارد، همان طوري که خود امام زمان با طاغوت فرق داشت. آن حکومت جور بود و اين حکومت عدل، آن حکومت طاغوت بود و اين حکومت خدا.
صحيفه امام؛ ج 11، ص 467
*******
عنايت شما فرماندارها يا خدمتگزاران به خلق، به اين طبقه ي ضعيف بيشتر باشد تا آن طبقه ي بالا.مبادا يکوقتي يک نفر آدمي که مثلاً متمکن است و چيزدار است با يک نفر آدم ضعيف، او را با آنکه آن يکي بايد جلو باشد او را جلو بيندازيد.من نمي گويم آن يکي را جلو بيندازيد؛ مي گويم عدالت بايد باشد.البته در يک فرمانداري که به آن احتياج دارند نمي تواند همه را يکدفعه بپذيرد؛ لکن روي عدالت باشد که آن آدمي که ضعيف است هم بپذيريد؛ آن يکي هم که غير ضعيف است او را هم بپذيريد. ...وقتي نامه هاي ما را بردند پيش امام زمان ـ سلام الله عليه ـ که در روايات (3) است که هر هفته مي برند، هفته اي دو دفعه. وقتي بردند، اعمال ما جوري باشد که نمايش از اين بدهد که ما تابعيم؛ اما آنطور نيست که خودسربخواهيم يک کاري را انجام بدهيم.
صحيفه امام؛ ج 9، ص 123
*******
ابداً گروه گرايي نکنيد. شما همه لشکر امام زمان هستيد و همه گروه واحد، و اين گروه جُند خدا [است و]لشکر امام زمان.
صحيفه امام؛ ج 14، ص 144
*******
روحانيون که نماينده ي رسول خدا هستند در بين مردم، اگر خداي نخواسته روحانيوني که مدعي اين هستند که نماينده ي امام زمان الآن هستند در بين مردم، اگر خداي نخواسته، از يکيشان يک چيزي صادر بشود که برخلاف اسلام باشد، اينطور نيست که فقط خودش را از بين برده، اين حيثيت روحانيت را لکه دار کرده.اين يک وظيفه ي بزرگي به عهده اش هست. روحاني همچو نيست که اگر يک خلافي بکند، بگويند که زيد اين خلاف را کرده. خلاف روحاني، به اندازه اي که سعه ي شعاع نفوذش هست، خطايش خطاي بزرگ هست. خطايي است که عفوش در درگاه خدا بسيار مشکل است. براي انيکه اين نماينده، يعني مدعي نمايندگي از طرف امام زمان ـ سلام الله عليه ـ و اسلام دارد. نماينده ي امام زمان اگر خداي نخواسته يک قدمي کج بگذارد اين اسباب اين مي شود که مردم به روحانيت بدبين بشوند. بدبين شدن به روحانيت و شکست روحانيت، شکست اسلام است. آن که حفظ کرده است تا حالا اسلام را، اين طبقه بودند. و اگر در اين طبقه شخصي، اشخاصي پيدا بشوند که برخلاف مصالح اسلام خداي نخواسته عمل بکند،
جرمي است که از آدمکشي بدتر است. جرمي است که از همه ي معاصي بدتر.براي اينکه جرم صادر مي شود از کسي که آبروي يک روحانيت را از بين مي برد. مردم را؛ آنهايي که غافل هستند از اسلام، گاهي وقتها برمي گرداند.اينطور نيست که وارد شده است که ـ چنانچه عالِم فاسد بشود عالَم فاسد مي شود. براي اينکه عالِم ـ به حسب ظاهر ـ نماينده ي امام است. و اگر خداي نخواسته يک فسادي در او پيدا بشود، فاسد بشود، قشرهاي ملت را فاسد مي کند. گاهي عالَم را فاسد مي کند. و از آن طرف اگر صالح باشد، صالح مي کند قشرهاي ملت را. صالح مي کند عالَم را.
صحيفه امام؛ ج 11، ص 250
*******
شما نشانه ي خدا هستيد؛ نشانه ي اسلام إن شاءالله خواهيد بود، و کسي که نشانه ي خدا و نشانه ي اسلام است، بايد همه ي حرکاتش، همه ي سکناتش، همه ي اعمالش، همه ي گفتار و کردارش الهي باشد؛ روي موازين الهي باشد. مردم به روحانيون نظر دارند، توجه دارند، توجه به پيغمبر اکرم، که اينها نمايندگان پيغمبر اکرم و امام زمان ـ سلام الله عليه ـ هستند.اگر خداي نخواسته از اينهايي که نماينده هستند از طرف اولياي خدا، از طرف رسول خدا، اينها اگر يکوقت يک انحرافي از آنها پيدا بشود، شايد اشخاص غرضمند اين را به پاي اسلام حساب کنند؛ خيال کنند تعليمات اسلامي اينطور است. و لهذا راه، راه پرخطري است، و راه شريفي. جديت کنيد که از اين راه پرخطر خوب عبور کنيد، که اين صراط است. صراط مستقيم الهي از اينجا شروع مي شود.
صحيفه امام؛ج8،ص261

پی نوشت ها :

1- سبأ/46.
2- قصص/5.
3- وسائل الشيعه؛ ج 16، ص 113، «کتاب جهاد»، ح 19؛ جمال الاُسبوع؛ ص 172

منبع: صحيفه امام خمینی (رحمت الله علیه

عدالت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

عدالت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از ديدگاه امام خميني رحمه الله
اميرمحسن عرفان

در نگرشي کوتاه به زندگي انسان‌ها، آنها را مي‌توان به چهار گروه تقسيم نمود:

گروهي که در محدوده لحظه‌ها زندگي مي‌کنند و حاصل عمرشان جز همان زمان بيش نيست. برخي در گذشته زندگي مي‌کنند و گويي فردايي ندارند. عده‌اي هم همواره چشم انتظار فردايند، غافل از آن‌که امروز همان فردايي است که ديروز در انتظارش بوده‌اند. مردمان غالباً اسير زمانه‌اند. در اين ميان انسان‌هايي هستند که مالک زمانند، چون زمان را مي‌سازند و زمانه را اسير وجود خود مي‌نمايند. اينان فرزند زمان خويشند و در هر لحظه تولّدي تازه دارند. چنين انسان‌هايي زمان و مکان را نمي‌شناسند، بلکه تاريخ، زمان خويشتن را با آنان آراسته است.

بهترين نمونه آنها در عصر ما شخصيت کم نظير امام خميني رحمه الله مرد تاريخ ساز جهان اسلام است که در دوراني تاريک و ظلماني، همانند خورشيد تابناک در افق آسمان تمدّن اسلامي ظاهر گرديد و خوش درخشيده.

بررسي ديدگاه امام خميني رحمه الله درباره حکومت مهدوي، از دو سو حائز اهميّت است: از يک سو جامعيّت شخصيّت امام خميني  رحمه الله صحيح‌ترين نگرش به اسلام را در معرض ديد صاحب نظران مي‌گذارد، زيرا او از محدود انديشمنداني است که از پايگاه فکر و انديشه ناب اسلامي پا به عرصه اجتماع گذاشت و تلاش کرد تا آن چه را که آموخته بود، در جامعه پياده کند. و از سوي ديگر، حکومت اسلامي به يادگار مانده از ايشان که بر اساس حکومت مهدوي تأسيس شده را قابل ارزيابي مي‌نمايد.

جايگاه عدالت در انديشه امام خميني رحمه الله

در اسلام حکومت به خودي خود داراي شأن و ارزش نيست تا پيشوايان ديني به دنبال کسب آن باشند، اما از آن جاکه تحقّق پاره‌اي از اهداف والا نيازمند شرايط مساعد و فقدان موانع است و حکومت به سبب برخورداري از قدرت و امکانات مي‌تواند شرايط را فراهم ساخته و موانع را بر طرف کند، از اين رو، به دست گرفتن حکومت، مورد توجه قرار مي‌گيرد. اساساً علّت سپردن حکومت به انسان‌هاي وارسته نيز همين است تا از قدرت حکومت براي تحقّق ارزش‌ها استفاده شود.

از ديدگاه امام خميني رحمه الله انسان سازي و اصلاح جامعه بشري و رسيدن به معرفت از دو راه حاصل مي‌شود: راه يکم، زدودن موانع پيشرفت و کمال. و راه دوم، ايجاد بستر مناسب براي تکامل، که اوّلي با ظلم ستيزي حاصل مي‌شود و دوّمي با ايجاد عدالت در جامعه.

در نگاه ايشان حکومت، وسيله‌اي براي تحقّق عدالت در جامعه و جلوگيري از انحراف و پرورش نفوس آدميان و تهذيب آنها مي‌باشد. و عدالت در اين معنا با اخلاق و معنويت پيوند تام و تمام دارد و اصولاً عدالت بدون انگيزه و قصد الاهي معنا نخواهد داشت. امام خميني رحمه الله تعلّق حکمت الاهي به زندگاني عادلانه براي بشر را سنّت لايتّغر خداوند متعال مي‌داند و مي‌فرمايد: «حکمت آفريدگار بر اين تعلّق گرفته که مردم به طريقه عادلانه زندگي کنند و در حدود احکام الاهي قدم بردارند. اين حکمت، هميشگي و از سنّت‌هاي خداوند متعال، و تغيير ناپذير است».[i][1]

ايشان تلاش براي برپايي عدالت را، سنّت و قانوني پايدار در نظام آفرينش مي‌داند و آن را امري نمي‌داند که با مرور زمان کهنه و فرسوده و يا دچار تغيير و انحطاط شود و در اين زمينه مي‌فرمايد: «اجراي قوانين بر معيار قسط و عدل و جلوگيري از ستمگري و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردي و اجتماعي ... و آزادي بر معيار عقل و عدل و استقلال و خود کفايي و جلوگيري از استعمار و استثمار چيزهايي نيست که با مرور زمان در طول تاريخ بشر و زندگي اجتماعي کهنه شود».[ii][2]

عدالت مهدوي در انديشه امام خميني رحمه الله

1ـ عدالت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تحقّق بخش بعثت انبيا

يکي از اهداف پيامبران الهي در زمينه سازي محيط براي اصلاح انسان‌ها که در قالب حکومت اسلامي تأمين مي‌گردد و پيامبر اسلام نيز با ايجاد حکومت براي آن تلاش کرد، ايجاد قسط و عدل در جامعه است. قرآن کريم هدف از بعثت پيامبران را اجراي عدالت مي‌داند و خداوند مي‌فرمايد: (و لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ)[iii][3] ؛ «ما پيامبرانمان را با دليل‌‌هاي روشن فرستاديم و با آنها کتاب و ترازو را نيز نازل کرديم تا مردم به عدالت عمل کنند».

حضرت امام  رحمه الله در اين زمينه مي‌فرمايد: «اساساً انبياي خدا ـ صلوات الله و سلامه عليهم ـ مبعوث شدند براي خدمت به بندگان خدا، خدمت معنوي و ارشادي و اخراج بشر از ظلمات به نور و خدمت به مظلومان و ستمديدگان و اقامه عدل و عدل فردي، و اجتماعي».[iv][4]

از ديدگاه امام خميني رحمه الله پيامبران الاهي عصاره اصلاح گراني هستند که از يک سو در سلسله مصلحان و حکيمان تاريخ قرار دارند و از ديگر سو، پرورش يافته مکتبي هستند که خداي متعال جعل کرده است، پيامبران که براي رهايي انسان از جهل و جور قيام کرده‌اند، اميدها و آرزوهاي بلندي داشتند؛ آرزوي تبديل شمشيرها به قلم، آرزوي ريشه کن شدن ظلم و ستم و آرزوي تحقّق قسط و عدالت و حاکميت ارزش‌هاي انسان. امام خميني رحمه الله معتقد است وجود موانع به خصوص دشمني منافقين و زورگويان، پيامبران الاهي را در اجراي عدل کامل الاهي ناکام گذاشت. امّا خداي متعال حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف را ذخيره کرده است تا آرزوي انبيا در آخر الزمان متحقّق شود، ايشان مي‌فرمايد: «خداي تبارک و تعالي، ايشان را ذخيره کرده است که همان معنايي که هم انبيا آرزو داشتند، لکن موانع اسباب اين شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست اين بزرگوار اجرا بشود».[v][5]

2ـ عدالت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف عدالت در تمام مراتب انسانيّت

امام خميني رحمه الله بر اين باور است که حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  تنها اجرا کننده عدالت به معناي واقعي است و حضرت با تفسير درست عدالت که ـ قرار دادن هر چيزي در جاي خود و دادن حق به هر صاحب حقي است ـ به الگو سازي عدالت اهتمام مي‌ورزد و خود که مظهر تامّ عدل و عدالت است، عدالت را در تفکّر و انديشه و نيز رفتار و افعال خويش به نمايش خواهد گذاشت تا ابلاغ و القاي عدالت، تنها تئوريک و مفهومي و يا نظري نباشد، بلکه مردم عدالت را در قول و فعل فردي و اجتماعي حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ديده و به تفسير آن بنشينند.

حضرت امام معتقد است که عدالت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف صرفاً به معناي زندگي در رفاه نمي‌باشد، زيرا که حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تمام کجي‌ها و انحرافات را اصلاح مي‌کند و در اين زمينه مي‌فرمايد: «آن کسي که به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد کرد، نه آن هم اين عدل که مردم عادّي مي‌فهمند ـ که فقط قضيّه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد ـ بلکه عدالت در تمام مراتب انسانيت، انسان اگر هر انحرافي پيدا کند، انحراف عملي، انحراف روحي، انحراف عقلي، برگرداندن اين انحرافات را به معناي خودش، اين ايجاد عدالت است، در انسان اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد، از اين انحراف وقتي به اعتدال بر گردد، اين عدالت در او تحقّق پيدا کرده است، اگر در عقايد يک انحرافاتي و کجي‌هايي باشد، برگرداندن آن عقايد کج به يک عقيده صحيح و صراط مستقيم، اين ايجاد عدالت است در عقل انسان».[vi][6]

3ـ عدالت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف عدالت در سرتاسر گيتي

اگر عدالت از مقدمات زندگي انساني است که بدون آن معناي زندگي درک نمي‌شود و جامعه نيز جز با اجراي عدالت قوام نمي‌يابد، طبيعي است که عدالت به مفهوم واقعي آن، بايستي تمام انسان‌ها ـ از هر قوم و قبيله‌اي ـ را در برگيرد و امتياز خواهي براي عده‌ّاي خاص صرفاً در منطقه‌اي محدود معنا ندارد. اجراي عدالت در عرصه جهاني از آرمان‌هاي حکومت مهدوي است و دستاورد بزرگ عدالت مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف اين است که تمامي انسان‌ها از اين حق بهره ببرند.

امام خميني رحمه الله در اين زمينه مي‌فرمايد: «فقط براي حضرت مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد».[vii][7] لذا ايشان، از آن جهت که عدالت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تمام بشر را از کجي‌ها مي‌رهاند، سالروز ميلاد آن حضرت را، عيد براي تمامي بشر مي‌داند: «عيد تولّد حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بزرگ‌ترين عيد است براي تمام بشر ـ تمام بشر را ـ وقتي که ايشان ظهور کنند ان‌شاء الله تمام بشر را از انحطاط بيرون مي‌آورد».[viii][8]

 

- منبع: مجله امان شماره ۲۳ ارديبهشت و خرداد ماه ۱۳۸۹

صهيونيسم مسيحي

 

واحد ترجمه معاونت انفورماتيك مركز تخصصي مهدويت

حمايت‌هاي مسيحيت ازکشور اسراييل، سياست‌ها و الهيات آرماگدون (نبرد آخرالزمان)

اغلب مسيحيان در دوران مختلف تاريخي، عليه يهوديان تبعيض قائل شده؛ اما برخي ديگر از صهيونيسم به معناي سرزميني در کشور اسراييل که همه يهوديان بتوانند به آنجا باز گردند، حمايت کرده اند. موضوعاتي که در اين مقاله به آن پرداخته شده است، عبارت است از:

- حما يت‌هاي مسيحيان محافظه کار از اسراييل در آمريکا

- مبناي اين حمايت ها در پيشگويي‌هاي انجيل در رابطه با آخر الزمان

- اشاره هايي به موقعيت يهود در آينده

جنبش صهيونيسم مسيحي

مسيحيان محافظه کاري که حامي صهيونيسم هستند، اغلب مسيحيان صهيونيست بنياد گرا ناميده مي‌شوند. اين اصطلاح به طور خاص  دقيق نيست، زيرا مسيحيان ايوانجليکال محافظه کار بسياري نيز وجود دارند که حامي اسراييل‌اند، ولي بنياد گرا  نيستند. برخي اعضاي فرقه‌هاي اصلي مسيحي و حتي گروه‌هاي آزاد انديش مذهبي از عقيده صهيونيسم حمايت مي‌کنند.

به گفته گريس هال سل صهيونيست‌هاي مسيحي معتقدند که هر عملي  که اسراييل انجام مي‌دهد، خدا آن را رهبري مي‌کند و بايد از آن چشم پوشي کنيم، حمايت کنيم و حتي بايد آن را تحسين کنيم.

 برخي تحولات مهم جنبش صهيونيسم مسيحي عبارتند از :

سال 1891: پدر ويليام. اي. بلک استون، دادخواستي به رييس جمهورآمريکا بنيامين هريسون ارائه داد که طي آن ابقاي يهوديان در اسراييل را خواسته بود. در ميان امضا کنندگان دادخواست نام‌هايي چون: کاردينال گيبنز، جان دي راکفلر، جي پي مورگان و بيش از چهل شخصيت برجسته آمريکايي ديگر نيز به چشم مي‌خورد. اين دادخواست منجر به واکنشي از سوي دولت آمريکا نشد .

سال 1909.سي آي اسکوفيلد يک محافظه کار پروتستان است که انجيل چاپ کينگ جيمز را ويرايش کرد. او حاشيه‌هاي طولاني بر انجيل افزود که بيش از هر چيز ديگر بر نقش حال و آينده اسراييل در تاريخ جهان تاکيد مي‌ورزد. گريس هال سل مي‌نويسد: به گفته اسکوفيلد عيسي نمي‌تواند به زمين بازگردد مگر اينکه حوادث خاصي رخ دهد: بايد يهوديان به فلسطين بازگردند، کنترل بيت المقدس را بدست گرفته و معبد را بازسازي کنند و سپس همگي ما بايد در نبرد عظيم پاياني درگير شويم. تخمين ها متفاوتند اما اغلب کارشناسان الهيات آرماگدون برسر اين موضوع توافق دارند که در نتيجه اين تفاسير نسبتاً جديد از متون کتاب انجيل، ده تا چهل ميليون آمريکايي معتقدند فلسطين سرزمين برگزيده خدا براي يهوديان است. انجيل اسکوفيلد مشهورترين مرجع انجيل در آمريکاست.

سال 1917. دولت بريتانيا در زمان ديويد ليهود جرج بيانيه بالفور را که حاوي حمايت دولتش از استقرار يک کشور براي يهوديان در فلسطين بود، منتشر کرد.

سال 1948.کشور اسراييل در 14مه 1948 پايه گذاري شد. بسياري از بنيادگرايان و ساير رهبران ايوانجليست ها به اين نتيجه رسيدند که اين اتفاق نشانه قريب الوقوع آخرالزمان و بازگشت عيسي است.

سال 1967. طي جنگ شش روزه در7 ژوئن يهوديان قدرت را در اورشليم (بيت المقدس ) به دست گرفتند. اورشليم قبلا تحت کنترل اردن بود.

سال 1978. طرحي ازسوي حزب ليکود براي تشويق کليساهاي بنياد گرا در جهت جلب حمايت آنها از اسراييل منتشر شد. ليکود يک حزب محافظه کار در اسراييل است که اکنون (سال 2002) حزب اصلِي دولت ائتلافي است.  کتاب راهنما را يونا مالاچي با عنوان "بنياد گرايي و اسراييل": نسبت کليساي بنياد گرا با صهيونيسم و کشور اسراييل، نوشته است. اين کتاب را بنياد معاصر يهود در دانشگاه عبري اورشليم به چاپ رسانده است.

سال 1980. سفارت بين المللي مسيحيان در سال 1980در اورشليم(بيت المقدس) پايه گذاري شد. اين سفارت به شدت جنبش صهيونيسم مسيحي را در اسراييل و واشنگتن توسعه بخشيده است.

سال 1985. در 6 فوريه 1985 درگردهمايي دعا و صبحانه ملي(نشنال پراير بيريک فست)  به افتخار اسراييل، بنيامين نتانياهو راجع به اينکه چطور طبع تاريخ و شعر و اخلاق مملو از آثار مسيحيان صهيونيستي باشد، که بيش از يک قرن پيش شروع به نگارش و طراحي و ساماندهي با هدف بازگشت به اسراييل کرده اند، صحبت کرد.

سال 1985. سفارت بين المللي مسيحيان اورشليم ميزبان اولين کنگره بين المللي صهيونيسم مسيحي در بال سوئيس بود.

سال1986. ائتلاف يکپارچه ملي اسراييل پايه گذاري شد،که يک گروه لابي مرتبط با کنگره و گروه کارشناسان نو محافظه کارها در واشنگتن است .اين ائتلاف آنقدر توسعه يافته که مشتمل بر بيش از 200 سازمان يهودي و مسيحي مي‌باشد.

سال1988. سفارت بين المللي مسيحيان اورشليم ميزبان دومين کنگره مسيحيان صهيونيست در اورشليم بود.

سال1996. سفارت بين المللي مسيحيان اورشليم حمايت مالي سومين کنگره بين المللي مسيحيان صهيونيست را که از 25 تا 29 فوريه برگزار شد، بر عهده داشت. در اين کنگره نمايندگان به طور يکپارچه بيانيه اي با مضامين زير به تصويب رساندند:

ـ عيسي همان ماشيح است و به اورشليم باز خواهد گشت.

ـ خدا سرزمين اسراييل را به قوم يهود ارزاني داشته است، که شامل: غزه، بلندي هاي جولان و سامره است.

ـ اورشليم نبايد تقسيم شود. مردم فلسطين بايد از داشتن سرزمين براي زندگي محروم باشند.

ـ‌ و سرانجام خداوند به(در) يهوديان که ماهيت اصيل آيين ابراهيمي اند، تجلي خواهد کرد. آنها اسلام را وا گذاشته و به مسيحيت مي گروند.

سال2002. در مه سال 2002، سفارت اسراييل در واشنگتن سيتي، مراسم دعاي صبحانه ملي براي مسيحيان صهيونيست برگزار کرد. افرادي مانند آلونزو شورت عضو کميته (محافظان عهد)،  مايکل ليتل رييس شبکه سخن پراکني مسيحيان، جري فالول و پت رابرت سون از حاضرين در مراسم بودند.

جولاي 2002. گروهي متشکل از 371 نفر از يهوديان آمريکا در 9 جولاي به اسراييل مهاجرت کردند. اغلب افراد اين گروه از طرف مسيحيان ايوانجليست مورد حمايت مالي قرارگرفته بودند.

آنها(ايوانجليست ها) بازگشت يهوديان به سرزمين مقدس را بخشي از پيشگويي آخرالزمان انجيل قلمداد مي‌کنند.

رويکرد واحد دو رييس جمهور جمهوري‌خواه و دمکرات درباره اسراييل

 جملات زير بخش هايي از سخنراني‌هاي روساي جمهور سابق و کنوني آمريکا درباره زمان به رسميت شناختن  اسراييل توسط دولت آمريکا است. هردو به اينکه آمريکا بلافاصله اسراييل را در سال 1948 به رسميت شناخت به شدت مفتخرند.

بوش درشصتمين سالگرد تشکيل اسراييل در پارلمان اسراييل گفت:11 دقيقه پس ازاينکه ديويد بن گورين استقلال اسراييل را اعلام کرد، به دستور هري ترومن، آمريکا افتخار داشت اولين کشوري باشد که اسراييل را به رسميت مي‌شناسد.

اوباما در پيامي به مناسبت شصت و يکمين سالگرد پايه گذاري اسراييل گفت: آمريکا اولين کشوري است که اسراييل را دقايقي پس از اعلام استقلال  به رسميت شناخت و مثل هميشه روابط عميق اسراييل و آمريکا مستحکم و استوار باقي خواهد ماند.[i][1]

سوسک‌هاي اسرائيل به تگزاس مي‌روند

گونه اي از سوسکهاي ليف بيتل اسراييل براي کنترل درختان سرو به تگزاس صادر مي‌شود. اين نوع درخت ميزان زيادي از آب‌هاي زير زميني را مصرف کرده و سطح آب‌ها را کاهش داده و موجب خشک شدن چشمه ها شده و به گياهان بومي و جمعيت‌هاي حيواني آسيب وارد مي‌کند. اين پروژه در شرايط قرنطينه موجود در معبد جهت اطمينان از اينکه سوسکها از درختي جز گونه هدف تغذيه نکرده و غير از درخت مذکور بر روي درخت ديگري توليد مثل نکنند، انجام خواهد شد. به اين پروژه حدود سي و دو هزار دلار کمک هزينه تي آي اي[ii][2] اعطا شده است.[iii][3]

پرچم غول پيکر اسراييل رکورد بزرگترين پرچم دنيا را شکست

در پايين  بيابان قديمي يهود در نقطه مرکزي ماسادا، بزرگترين پرچم دنيا به نمايش در آمد که بخش وسيعي از منطقه شني را پوشش مي داد. به گفتۀ وزارت گردشگري، پرچم عظيم سفيد و آبي اسراييل با 660 متر طول و 100 متر عرض و به وزن 5 تن، رکورد بزرگترين پرچم را در دنيا شکست. سرمايه گذار فيليپيني و مسيحي ايوانجليکال ، گريس گاليندز گوپانا گفت که او دو سال پيش تصميم گرفته که يک پرچم عظيم اسراييلي به عنوان گواهي براي علاقه اش به اسراييل و مردم يهود و نيز براي بزرگداشت 50 سال روابط ديپلماتيک ميان فيليپين و اسراييل بسازد. گاليندز گوپانا گفت: "خداوند با روشني و با صداي بلند با من سخن گفت که پرچم اسراييل و نشان مردم مرا بساز. اين کار دشواري است".[iv][4]

معرفي تشکيلات   AICE

تشکيلات همکاري‌هاي اسراييل و آمريکا AICE در سال 1993 جهت تحکيم روابط آمريکا و اسراييل با تاکيد بر اصول اتحاد ارزشهاي مشترک دو کشور، پايه گذاري شد. و سايت دايرة المعارف ان لاين يهوديان Jewishvirtuallibrary را راه اندازي کرد. اين سايت فرهنگ و اطلاعات راجع به اسراييل و يهوديان را پوشش مي‌دهد. دکتر ميشل.جي. بارد مدير سايت و مدير اجرايي تشکيلات است. تاکنون يازده جايزه به سايت تعلق گرفته است.

اهداف تشکيلات مذکور عبارتند از:

ـ تامين منابع تحقيق و مطالعه و تبادل نظر مرتبط با همکاري‌هاي غيرنظامي ميان مردم و دولت‌هاي اسراييل و آمريکا.

ـ تسهيل ايجاد مشارکت ميان اسراييلي ها و آمريکايي ها

ـ تبليغ فعاليت‌هاي مشترک و سودآوري آن براي اسراييل و آمريکا.

ـ جستجوي منا فع مشترک تاريخي.

ـ حمايت از تحقيقات وکنفرانس ها و....

ـ امين مواد آموزشي تاريخ و فرهنگ يهود.

ـ افزايش کمک هزينه تحصيلي در زمينه مطالعات اسراييلي

تسهيل ايجاد مشارکت، مهم ترين هدف بلند مدت AICE است.در راستاي اين هدف برنامه‌هاي آموزشي و اجتماعي موفق و خلاقانه دراسراييل طراحي و آزمايش مي‌شود تا براي کمک به نياز‌هاي داخلي و تامين سود‌هاي واقعي آمريکايي ها استفاده شود. همچنين يکي از اهداف اساسي AICE افزايش وجهۀ عمومي اسراييل با تبليغ راهکارهاي نوين اسراييل براي مشکلات مشترک دو ملت است.[v][5]

چرا ما مسيحيان رنگ نارنجي مي‌پوشيم؟

مجله خبري اورشليم در سايت فعاليت مسيحيان براي اسرائييل مي‌نويسد: سال‌هاست که دشمنان يهود کمر به نابودي اسراييل بستند اما ما مسيحيان بايد به اسراييل اميد دهيم تا لحظه‌اي از حق خود عقب نشيني نکند.

نارنجي مي‌پوشيم تا نشان دهيم با نابودي دولت يهود و مردمان اسراييل مخالفيم از جنگ با فلسطينيان خسته و از صلح با آنها نا اميديم.

از نوارهاي نارنجي بر روي اتومبيل‌هاي خود استفاده مي‌کنيم و يا تي‌شرتهاي نارنجي مي‌پوشيم که بر پشت آن شعار " يک يهودي پشت هم کيش خود را خالي نمي‌گذارد". نوشته شده و اين شعار را به همگان اعلام مي‌کنيم.

ما مسيحيان بايد تا جاييکه مي‌توانيم مردم اسراييل را در رسيدن به هدفشان تشويق کنيم. مايليم تا همگي از اين ملت به صورت همه جانبه حمايت نماييم. و دينداران و بي‌دينان آنها‌، شهرک نشينان و قربانيان هلوکاست و يهوديان تازه متولد شده صبرا را در آغوش مي‌کشيم تا بدانند آنها را دوست داريم و به آنها بيشتر از خود اهميت مي‌دهيم.



 


[i][1] . http: //www.jewishvirtuallibrary.org/about/index.shtml

[ii][2] . تي آي اي: مساعدت مالي که در راستاي محقق شدن اهداف طرح آموزش ملي تکنولوژي آمريکا پيش بيني شده است.

[iii][3] . //www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/states/TX.htm

[iv][4] . www.haaretz.com/hasen/spages/927830.html

[v][5] . http: //www.jewishvirtuallibrary.org/about/index.shtml

- منبع: مجله امان شماره ۲۳ ارديبهشت و خرداد ماه ۱۳۸۹

حجاب یعنى پوششى که کرامت، عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند

   

 

زنان در انقلاب حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف چه نقشي دارند؟

بدون ترديد، نقش زنان در تاريخ اسلام، نقش بسيار مهم و تعيين‌كننده‌اي بوده و هست. در صدر اسلام، زناني چون نسيبه را مشاهده مي‌كنيم كه در جنگ احد از رسول خدا صلي الله عليه و آله دفاع مي‌كرد و در اين راه زخمي شد. نيز در جنگ احد، بدن امام علي عليه السلام پر از زخم شده بود، به طوري كه بدن آن حضرت شصت جراحت سخت برداشت. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله دو زن را به نام سليم و اُمّ‌عطيه مأمور مداواي حضرت علي عليه السلام نمود، و آنها طبق مأموريت به زخم بندي مشغول شدند. همچنين نقش پر اهميت زهراي اطهر عليها السلام در دفاع از حريم ولايت، امري است روشن و معلوم كه در جاي خود مورد بحث قرار گرفته است.

از اين رو زنان در انقلاب جهاني حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز داراي نقش مهمي هستند. امام باقر عليه السلام فرمود: «سوگند به خدا سيصد و اندي مرد مي‌آيند كه ميانشان پنجاه نفر زن هستند. در مكه اجتماع مي‌كنند، بي‌آن‌كه قبلاً وعده داده باشند. آمدنشان مانند ابرهاي پاييزي است».[i][1]

با توجه به اين مقدمه مي‌توان گفت:

الف. در ديدگاه اسلام، حضور زن در امور اجتماعي، يك مسئله پذيرفته شده است و مي‌توان براي آن، مؤيد‌هايي را ذكر كرد:

1. حضور جدي حضرت زهرا عليها السلام و زينب كبرا عليها السلام در امور اجتماعي و سياسي.

2. حضور زنان در ميان سپاهيان پيامبر صلي الله عليه و آله كه وظايفي همچون رساندن آب و غذا به رزمندگان، پرستاري مجروحان، تهيه دارو، رساندن مهمات، انتقال شهدا، تشويق رزمندگان و… داشتند. چنين چيزي را در سيره جنگي حضرت امير عليه السلام نيز مي‌توان ديد؛ مثل داستان حضور زني به نام سُوده حمداني در جنگ صفين كه رزمندگان را عليه معاويه تشويق مي‌كرد.

ب. از آن‌جا که سيره امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ادامه سيره پيامبر صلي الله عليه و آله و امام علي عليه السلام است، قطعاً در دولت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز زنان از ياري آن حضرت محروم نخواهند بود. چنان که امام صادق عليه السلام  در مورد فعاليت آنها فرمود: «زنان همان كارهايي را كه در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله انجام مي‌دادند، در زمان حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز انجام خواهند داد».[ii][2]

در برخي روايات فقط به گونه اجمال به حضور زن تأكيد شده و نامي از تعداد آنان برده نشده است. در برخي روايات به سيزده زن اشاره دارد كه هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با ايشان خواهند بود.[iii][3] البته اين روايت، تعداد زنان رجعت‌كننده در زمان ظهور حضرت را بيان مي‌كند. همچنين برخي روايات تعداد زنان را در جمع ياوران اصلي حضرت، پنجاه نفر بيان كرده‌اند؛ در دسته ديگري از روايات، تعداد ياران زن تا چند هزار نفر برشمرده شده است.[iv][4] البته اين زنان غير از ياوران اصلي حضرت هستند.

در نتيجه مي‌توان گفت با توجه به سيره نبوي و علوي، حضور زن در حكومت حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و ميان ياران آن حضرت، امري مسلّم است، ولي بايد توجه داشت كه ياري رساندن زنان به حضرت (بر خلاف آنچه به ذهن متبادر است) به جبهه جنگ منحصر نيست؛ بلكه عرصه‌هاي مختلفي چون حوزه فرهنگ و سياست، امور اجتماعي و تربيتي را نيز در برمي‌گيرد. حوزه‌هايي كه در آنها ميدان ياري براي زنان با حفظ كرامت آنها، باز است و زنان در حكومت حضرت مي‌توانند در اين عرصه‌ها نقش داشته باشند.[v][5]



 
[1]. بحارالانوار، ج52، ص223.

[2]. اثبات‌الهداة، ج3، باب32، فصل48، ص575، ح725.

[3]. همان.

[4]. نشانه‌هايي از دولت موعود، ص83..

[5]. براي مطالعه بيشتر، ر.ك: سيماي آفتاب، حبيب الله طاهري؛  نشانه‌هايي از دولت موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف، نجم الدين طبسي.

- منبع: مجله امان شماره ۲۳ ارديبهشت و خرداد ماه ۱۳۸۹

شباب عمر عجب با شتاب مي گذرد

شباب عمر عجب با شتاب مي گذرد

شاعر : شهريار

بدين شتاب خدايا شباب مي گذرد شباب عمر عجب با شتاب مي گذرد
شتاب کن که جهان با شتاب مي‌گذرد شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقي
نشسته‌ام لب جوئي و آب مي‌گذرد به چشم خود گذر عمر خويش مي بينم
که ابر از جلو آفتاب مي گذرد به روي ماه نياري حديث زلف به سياه
که دور جام جهان خراب مي گذرد خراب گردش آن چشم جاودان مستم
که خود جواني و اين آب و تاب مي گذرد به آب و تاب جواني چگونه غره شدي
چو گندمي است که از آسياب مي‌گذرد به زير سنگ لحد، استخوان پيکر ما
که روزگار چو تير شهاب مي‌گذرد کمان چرخ فلک، شهريار در کف کيست؟

گل نرگس

حجاب

  

درسي براي خواص - الگويي براي جوانان

 ماجراي شگفت انگيز ازدواج فرزند حضرت آقا

دکتر غلام علی حداد عادل

در سال 77 يك خانمي زنگ زده بود منزل ما كه مي خواهيم براي خواستگاري بياييم منزل شما.  خانم ما گفته بود كه بچه ما فعلا سال چهارم دبيرستانه و مي خواهد كنكور بدهد. اون خانم گفته بود كه حالا نمي شه ما بياييم دختر را ببينيم. خانم ما گفته بودند نمي شه. خانم ما گفته بودند اصلا شما خودتان را معرفي كنيد، من نمي دونم چه كسي   مي خواهد بيايد. اون خانم گفته بود من خانم مقام معظم رهبري هستم. خانم ما از هولش دوباره سلام و عليك كرده بود و گفته بود ما تا حالا هر كسي آمده بود رد كرديم، صبر كنيد با آقاي دكتر صحبت مي كنم بعد شما را خبر مي كنم. بعدا تماس گرفتند كه ما حرفي نداريم شايد اين ها آمدند نپسنديدند و براي اينكه دختر هوايي نشود بهتر است هماهنگي كنيم بيايند در دبيرستان بچه را ببينند، بچه هم متوجه نشود چه كسي آمده او را ببيند و قرار گذاشتيم در دفتر دبيرستان كه خانم من هم مدير دبيرستان هدايت هم بود، ساعتي را خانم هماهنگ كرد و خانم آقا تشريف آوردند  و در دفتر نشسته بود و گفته بود كه من با دخترم صحبت مي كنم، وقتي كه صدايش كردند بعد شما او را ببينيد. او را ديدند. دختر هم رفت سر كلاس، خانم آقا هم رفتند. چند روز گذشت كه من براي كاري خدمت آقا رفتم و گفتند خانم استخاره كردند خوب نيامده و بعدا گفتم كه خدا را شكر كه دختر ما نفهميد كه به روحيه اش لطمه بخورد.

يك سال از اين قضيه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند كه دوباره مي خواهيم بياييم. خانم ما گفته بود خانم چي شده دوباره مي خواهيد بياييد. آقا گفته بود كه خانم ما به استخاره خيلي اعتقاد دارد و خوب نيامده خانم آقا گفته بود چون دخترتان دختر خوبي است و نمي توانستيم بگذريم و دختر محجبه و فرهيخته و خوبي است دوباره استخاره كردم و خوب آمد، اگر اجازه بدهيد بياييم. در آن موقع دخترمان ديپلم گرفته بود و كنكور شركت كرده بود. آمدند و وقتي مقدمات كار فراهم شد، قرار گذاشتيم پسر آقا و مادرش بيايند منزل ما و با يك قواره پارچه به عنوان هديه كه عروس را ببينند و گفت و گو كنند، آمدند و نشستند صحبت كردند و وقتي آقا مجتبي رفتند از دخترم پرسيدم نظرتان چيست؟

ايشان موافق بودند. به او گفتم خوب فكرهايت را بكن بعد از چند روز رفتم پيش آقا، آقا فرمودند داريم خويش و قوم مي شويم. گفتم چطور! گفتند اين ها آمدند و پسنديدند و در گفت و گو به نتيجه رسيده اند. گفتند نظر شما چيست؟ گفتم آقا اختيار ما دست شماست. آقا گفتند نه بالاخره شما دكتر و استاد دانشگاهيد و خانم تان هم همين طور وضع زندگي شما وضع مناسبي است ولي ما اين جور نيست. و اگر بخواهم تمام زندگي ام را بار كنم غير از كتابهايم، يك وانت بار مي شود،‌ اينجا هم دو تا اتاق اندرون داريم و يك اتاق بيروني كه آقايان و مسئولين مي آيند و با من ديدار مي كنند من پول ندارم كه خانه بخرم يك خانه اجاره كرده ايم كه يك طبقه را مصطفي و يك طبقه را مجتبي زندگي مي كند. شما با دخترت صحبت كن كه خيال نكند مي خواهد عروس رهبر شود يك چيزهايي در ذهنش نباشد. ما يك زندگي اين جوري داريم شما اين جوري زندگي نكرده ايد، نسبتا زندگي خوبي داريد خونه داريد، زندگي داريد حالا بخواهد وارد يك زندگي اين جوري شود مشكله. مجتبي معمم هم نيست مي خواهد روحاني شود برود قم درس بخواند زندگي بكند، همه را بگو تا بداند. من آمدم با دخترم صحبت كردم و ايشان هم قبول كرد. بگرشتيم و وارد مراحل بعدي شديم. آقا يك خانه اي  قبل از رياست جمهوري شان داشتند توي جنوب تهران ايشان آن را اجاره داده اند و خرج زندگي شان ا از آن در مي آورند. ايشان حقوق بابت رهبري نمي گيرند و از وجوهات هم استفاده نمي كنند.

 خلاصه براي مراسم عقد، مهريه و اينها گفتيم كجا برگزار كنيم؟ آقا فرمودند اولا س مهريه و هر چي اختيار دختر شما باشد همان را مهريه دختر بگذاريد، ولي من چون براي مردم خطبه عقد مي خوانم و اين سنت من بوده كه بيش از چهارده سكه عقد نمي خوانم تا حالا هم نخواندم اگه بخواهيد مي توانيد بيشتر از چهارده سكه هم بگذايد، ولي من عقد را نمي توانم بخونم، چون تا حالا براي مردم نخوندم براي عروسم هم نمي خوانم. بريد يك آقاي ديگر عقد را بخواند اشكالي هم ندارد از نظر من اشكالي ندارد. ما گفتيم نه آقا اينكه نمي شه ولي باشه حالا من صحبت مي كنم با مادرش فكر نمي كنم مخالفتي داشته باشد.

گفتند مي تونيد مراسم عقد را در تالار بگيريد ولي من نمي تونم شركت كنم گفتم آقا هر جور شما صلاح مي دانيد. فرمودند مي خواهيد اين دوتا و يك اتاق بيروني را باهم حساب كنيد چند نفر زن و مرد مي شوند نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت مي كنيم ما نگاه كرديم كلا اينجا 150 إلي 200 نفر بيشتر جا نمي گيرد. ما حتي قوم و خويش هاي درجه اول مان را نمي توانستيم دعوت كنيم گفتيم باشد خلاصه تعدادي از اقوام نزديك را دعوت كرديم و آقا هم همين طور از غير فاميل نيز آقا، آقاي  خاتمي رييس جمهور و آقاي هاشمي و آقاي ناطق نوري و رؤساي سه قوه و دكتر حبيبي را دعوت فرمودند. يك رقم غذا نيز دست كرديم .

قبل از اين قضيه صحبت بازار مطرح شد. پسر آقا گفت كه نه من انگشتر مي خواهم، نه ساعت مي خواهم، نه چيز ديگري. من هم گفتم حداقل يك حلقه كه مي گيرد. آقا گفند چه كار كنم؟ مجتبي گفت كه نمي خواهم. بعد آقا يك انگشتر عقيق داشت، گفتند اين انگشتر را يكي براي من هديه آورده، اگر دخترتون قبول مي كند من اين را هديه مي دهم به او. او به عنوان حلقه هديه بدهد به مجتبي. گفتيم باشد. خلاصه آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتيم و رفتيم و به دست مجتبي هم گشاد بود. داديم يك انگشترسازي و ششصد تومان هم داديم تا انگشتر را كوچكش كند خلاصه خرج حلقه دامادمان شد ششصد تومان. اين شد حلقه داماد. به آقا گفتم تو همه اين مسائل احتياط كرديم ديگر لباس عروس را بسپار به دست ما. آقا فرمودند ديگر آن را طبق متعارف حساب كنيم. ما داشتيم تو همان ايام عروسي مي گرفتيم و يك لباس عروس داشتيم كه براي عروس مان سفارش داده بوديم بدوزند. خلاصه قبل از آنكه عروس مان استفاده كند همان شب دخترمان استفاده كرد. آقا گفند من يك فرش ماشيني مي دهم شما هم يك فرش و مراسم برگزار شد.

براي عروسي هم دو تا پيكان از ما بود و دو تا پيكان هم از اقوام آقا. مراسم در خانه ما طول كشيد. تا آمدند عروس را ببرند، خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانسته بودند بيايند. مراسم تا حدود ساعت يك طول كشيده بود تا اينكه ما عروس را آورديم خانه. ديديم آقا همين طور بيدار نشسته اند منتظرند كه عروس را بياورند. گفتند من اخلاقا وظيفه خود مي دانم براي اولين بار كه عروس مان قدم مي گذارد تو خونه ما، تو فاميل ما، من هم بدرقه اش كنم، هم به اصطلاح خوش آمد بگم. ما تعجب كرده بوديم فكر نمي كرديم آقا تا اون موقع شب بيدار باشند به خاطر اينكه عروسش را مي خواهند بياورند. خانواده آقا چون آن شب سرشان شلوغ بود، غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند كه آقاي دكتر امشب شام هم نداشيم. من يكي از اين پاسدارها را صدا كردم گفتم شما خوردني چيزي نداريد؟ يكي از پاسدارها گفت: غير از كمي نون چيز ديگه نداريم. آقا فرموده بودند بياور حالا يك چيزي مي خوريم. بعد هم كه دختر وارد شد آقا نشستند و چند ذقيقه اي برايشان در مود تفاهم در زندگي و شرايط و اهميت زندگي زناشويي صحبت كردند و تا پاي در خانه عروس را بدرقه كردند خوش آمد گفتند، بعد برگشتيم. حالا رعايت اداب حتي تا چنين جايگاهي، اين ها از بركت انقلاب اسلامي از بركت خون شهدا است. ايشان دستور دادند حتي ا ريزترين وسايل دفتر چون مال بيت المال است استفاده نشود. حتي وقتي مشكل وسيله نقليه هم پيش آمد، اجازه ندادند از وسايل دفتر استفاده شود.    

- منبع: ویژه نامه خردادماه ۱۳۸۹ مجله امتداد       

ولادت حضرت علی علیه السلام

موسسه قرآن پژوهان عترت فاطمی  
 
 

علی پا به این دنیا گذاشت و قلب عاشقان را محسور کرد و همگان را با انسانی آشنا کردکه پدر تمامی آفریدگان پروردگارش لقب گرفت روز پدر مبارک . . .


ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را خدمت شما تبریک و تهنیت عرض میکنم . . .


مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف قبله را قبله نما ، آمده میر نجف


میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد . . .


ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد . . .


ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین
ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین
کن نظر از روی لطف، به تمام پدران
روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان


ای تکیه گاه محکم من، ای پدر جان ، ای ابر بارنده ی مهر و لطف و احسان
ای نام زیبایت همیشه اعتبارم، خدمت به تو در همه حال، هست افتخارم . . .


نمک بر زخم من شیرین تر از خواب سحر گردد ،
جگرها خون شود تا یک پسر مثل پدر گردد . . .

دلم شده غرق سرور و شعف
کعبه شده بهر علی یک صدف
مرغ دلم رها شده به سوی
ایوان باصفای شاه نجف


نیستم بیگانه، هستم آشنایت یا علی
از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی
تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند
پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی


حضرت علی علیه السلام فرمود: کسی که زبانش را حفظ کند، خداوند عیب او را می پوشاند . . .


میلاد مرتضی اسدالله حیدر است
جشن ولادت علی علیه السلام آن میر صفدر است
زوجی برای فاطمه حق آفریده است
این زادروز همسر زهرای اطهر است
با کوردل بگو، که بجز شیر حق علی علیه السلام
جای ولادتش حرم خاص داور است؟.


حضرت علی علیه السلام فرمود: قناعت انسان را بی نیاز می کند.


حضرت علی علیه السلام فرمود: کار نیک را با منت باطل مکن .


حضرت علی علیه السلام فرمود: موج های بلا را ، پیش از آنکه بلا سر رسد، با دعا از خود رفع کنید.


آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود
شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود . . .


تمام لذت عمرم همین است
که مولایم امیرالمومنین است . . .


حضرت علی علیه السلام فرمود:
اسلام معنایش تسلیم در برابر دستورات الهی و عمل به آنها می باشد . . .


ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود


دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت / جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت
هنگام نهادن قدم بر سر خاک / دیوار حرم به احترام تو شکافت . . .


زان سبب ماه رجب ماه خداست / که اندر آن میلاد شاه لافتی ست
شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت: / چون که صد آمد نود هم پیش ماست


حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد
روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد
خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق
حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .


زد عشق تو خیمه در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما
با مهر علی و آل بسرشت /از روز ازل خدا دل ما


ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.


ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است
جان من، جانان من، روح و روان من علی است
تا علی علیه السلام دارم ندارم کار با غیر علی
شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .


هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر
جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

علی جان، امشب در خجسته شب میلادتْ در خانه‏ای که تار و پودش را با عشق تو پرداخته‏ایم، شوق آمدنت را به شادی می‏نشینیم تا آستان دلمان را با بهار وجودت همراه سازی

ای که شد کعبه ولادتگه تو    *** معبد حق شده خلوتگه تو
ای امیر دو سرا مولا جان    *** اسم ما ثبت نما در دیوان


بر مخزن غیب باب مفتوح علی است
گیتی همه کشتی و در او نوح علی است
آن روح که مبداء حیات همه اوست
بر قالب آفرینش آن روح علی است


عارفان دل به تولّای علی باخته‏اند
عاشقان، رَخش به میدان ولی تاخته اند
سوخته در غم عشق علی و آل علی
همه سر در خَم چوگان وی انداخته‏اند


ماه رویت را بنازم، مهر و مینایم تویی
گر خوشم گر می‏گذارم، دین و دنیایم تویی
ای صفای بی نهایت، ای صمیمی ای بزرگ
جلوه‏ای کن در نمازم رنگ و رؤیایم تویی


مسلم اول شه مردان علی ست   *** عشق را سرمایه ایمان علی ست
از ولای دودمانش زنده‏ام    *** در جهان مثل گهر تابنده‏ام


علی، شکوه اقیانوسی است که از هم‏آمیختن دریاهایی از ایمان و ایثار و شجاعتی از جنس اخلاص و تقوا، بنیان گرفته و غواصان حکمت و معنا را به تحیر واداشته است


امشب، ستاره‏ای خواهد درخشید که درخشش نجابتش، آغوش مهربان مظلومیت است.


از ذکر علی مدد گرفتیم
آن چیز که میشود گرفتیم
در بوته ی آزمایش عشق
از نمره ی بیست صد گرفتیم

یوسف نرگس

ادامه نوشته

خوشبختی همین حالاست و ...

  

همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت،

وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر...

ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.

بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.

 

فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.

با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :

همسرمان رفتارش را عوض كند،

يك ماشين شيكتر داشته باشيم،

بچه هايمان ازدواج كنند،

به مرخصي برويم

و در نهايت بازنشسته شويم...

 

حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل،

شاد و خوشبخت زندگي كنيم.